امروز روز بزرگداشت بزرگترین مرد تاریخ جهان و تمدن بشریت است،
روزی که تمام انسان هايی که کورش را میشناسند میدانند که امروز باشکوهترین روز بزرگداشت یک انسان است ، بدون اغراق کورش بزرگترین و با ادبترین رهبر جهان بوده که حتا در نزد انسانهايی از اقوام و ملت های دیگر هم بسیار ارجمند شناخته میشود .
در اروپا اسکندر را اسکندر کبیر مینامند اما بنظرم اسکندر جز جنگ و خونریزی و کشور گشايی کار دیگری نکرد که اورا بتوان کبیر نامید ، کاری که در ایران هم امثال نادر شاه انجام دادند اما کبیر خوانده نمیشوند ، چون مطمئنان صفت کبیر تنها برازندهٔ انسانی با خصوصیات کورش کبیر است .
به مناسبات این روزهای با شکوه که معمولا از ۷ آبان شروع شده و تا ۱۵ آبان ادامه دارد اما متأسفانه سالهاست که در ایران فراموش شده ، نامه ای به کوروش كبير مینویسم .
((درود بر کورش کبیر فرمانروای عادل ایرانیان در زمانی که تمدن به معنای تمدن آدمیت و عطوفت در نزد سیاست و قدرت تحقق یافت ،
کورش تو آسوده نخواب ، بیدار شو که ما همه خوابیم ، کورش تو را به آن یزدان پاکی که به فرمانش ظلم را ریشه کن کردی نخواب ، بیدار شو یک بار دگر ملت خسته و گرسنهٔ خویش را آبادی ببخش .
ملتت زیر سلطهٔ تازیان به راه جهل و نادانی رفتند ، کورش عصبانی نشو ، میدانم كه عرب را چه به این کارها اما کورش از وقتی که رفتی همهٔ شاهان بعد از تو به مانند تو آزادی دينی را نهاد ادارهٔ جامعه ی بزرگ قرار ندادند و ملت از سختگیریهای والیان دین زرتشت تن به خفت و تن فروشی بر اجنبیان تازی بخشیدند و حق را در درگاه تو پایمال کردند،
کورش ما همه پشیمانیم اما متعصبیم به آنچه که خود به آن تعصب پشيمانيم ، کورش کبیر بیدار شو وآيين سکولاریسمی خود را دوباره به جهان امروز هدیه ده ، کورش تو که از آزادی دینی دم زدی و محبوب شدی امروز آزادی دینی گناه است. تورا به آن یگانه یزدان مقدست بیدار شو و ننگ خوارج بودن از انسانهای روشن فکر و دوستدارت را پاک کن ، کورش آسوده نباش که ما آسوده نیستیم ، میدانم که از دست همهٔ ملتی که حتا روز تولد و مرگ توراهم نمیدانند ناراحتي ، میدانم ناراحتي از اینکه ملتت حتا در تمام طول عمر خویش سنگهای مقبرهٔ تورا حس نکردند و در عوض سالی ده بار پنجره های فولادی دیگران را طواف میکنند ، اما تو بیدار شو ؛
میدانم که ملتت امروز سخنان من نوعی را که به تو نامه نوشتم کفر میخوانند و در بالاترین به آن منفی میدهند اما تو بیدار شو چون ما آسوده نیستیم ،
کورش ، دیگر ما خواب خوابیم ؛ گرسنهٔ گرسنه ایم ؛ فقیر فقیریم ، مظلوم مظلومیم ، اما باز هم تمنای اعادهٔ کورش دیگری را نداریم .
کورش پشيمان شدم ، تو اسوده بخواب ، بیدار نشو و به این دنیا پا نگذار چون اگر بیايي و حرفهای آزادی منش خویش را به زبان بیاوری مردم برای دیدن مراسم اعدامت هجوم می آورند و کسب و کار خویش را رها کرده تا دو سر ثوابی بیشتر ببرند .
کورش بخواب که اگر بخوابی محبوب تر میمانی.
بخواب که این ایرانت دیگر ایران نمیشود . بخواب که امپراتوری نیست ، جمهوری اسلامیست .
مرز پر گهری نیست … خاکی نیست… وطنی نیست … آبی نیست…
دریای کاسپین نیست دیگر…
دریای پارس کجا بود …
طاق بستان کجا ؟ هرات کجا ؟ نخجوان و ایروان کجا ؟ آنوقت تو حرف از کانال سوئز میزنی ؟ تو معبد در اورشلیم می سازی ؟
کورش تمام شد آن همهٔ رویاهای شیرین تاریخی ما که تو آنرا به وجود آوردی تمام شد . مردم ملت نیستند ، مردم آحاد ملت است .
کشورت را از دروغ و خشکسالی در امان میخواستی ؟
امروز هم خشکسلی داریم هم دروغ.
پس کورش بخواب اما راحت نخواب چرا که در نزدیکی مقبرهٔ بزرگت سدی ساختند که به زودی مقبره ات را خراب کرده تا سالیان آینده کودکان فردا حتا کورشی نشناسند.
کورش مرا ببخش كه در روز بزرگداشتت تورا آزرده کردم و هشدار دادم که مراقب جای خوابت باش اما اینها همه واقعیتی بود که پس از ۲۵ قرن از حکومت تو گریبان مردم همان کشور را گرفته .
من میروم و پنهانی به سلامتی روز بزرگداشتت شرابی بنوشم .
کجا میروم ؟ چرا همینجا نه ؟
کورش انگار از آن موقع تا به حال روضه میخواندم ؛ شراب حرام است مگر نمیدانی ؟ آزادی کیلويی چند ؟
روضه چیست ؟
کورش بیخیال شو چون توان بازگو کردن فرهنگ امروز برايم زجر و درد آور است فقط این را بدان که شاید بعد از این نامه به همت برادران بسیجی به جرم نوشیدن مخمرات و صحبت و ارتباط با طاغوت زندانی شوم .
ببخش که جسارت کردم و بزرگي همچون شما را طاغوت خطاب کردم اما … ))

حیف از ما که این طوری حفظ ارزش میکنیم… امروز تنها نامش باقی مونده فردا همینم رفته زیر آب…! ایشون چه طوری براس سر بلندی ایران اقدام کرد این ها واسه سرکوبی همین ایران چیکار میکنن… حیف از ایران …
عالی بود موهای تنم سیخ شد
[...] بالا قسمتی است از نامه یک ایرانی به کورش پادشاه هخامنشی بهمناسبت «روز بزرگداشت آن [...]
سلام دوست عزیز
نظرم رو اینجا نوشتم. گفتم شاید براتون جالب باشه یک دید تقریبا انتقادی به نامهتون رو بخونید
http://ronevesht.com/2008/10/30/cyrus/
سلام دوست عزیز.
ممنون از اینکه نوشتمو خوندین و انقدر ارزش داشت که در موردش بحث کردین.
من در چند جا انتقد شما را میپذیرم مثلن لحن نامه.
اما در چند جا با شما کاملا مخالفم مثلن صحبت های آقای زیبا کلام.
متاسفانه در حال حاضر توان بحث کامل در این زمینه را ندارم اما متمعنن در آیندهٔ نزدیک صحبتم رو باشما در این زمینه ادامه میدهم.
در کل باید بگویم من چون چند نفر دیگر هم انتقاد کردند که من کورش را به مانند منجی ستایش کردم باید بگویم اصلا و ابدان قصدم این نبود. کورش مثل همهٔ مرده های دیگر مرده و نمیتواند کاری از پیش ببرد.
و من نامه را در شکل پیام شاه پیشین ایران به کورش نوشتم و بد بختیهای جامعه را به تصویر کشیدم.
اجازه بدهید در بحث بعدی کاملا توضیح دهم چون واقعا در حال حاضر وقتش را ندارم.
بهر حل فوقالعاده متشکرم از اینکه وقت گزاشتین و مطلب را خواندید.
سلام آریایی عزیز
من پروژه ام دربارۀ کوروش کبیر بود برای همین اینجا رو پیدا کردم نامه ات واقعاً قشنگ و تکان دهنده بود قراره تیکه هایی از اونو به پروژه ام اضافه کنم البته با اجازه ی شما آقا میلاد
خواهش مي كنم ، موفق باشيد.
سلام دوست عزیز ایرانی…
امیدوارم هرجا که هستی پیروز باشی.
برای من نشستن و نوشتن سخت است دوست دار م فعالیت خودم(عقایدم) رو در باره ایران ملموس تر انجام بدم شما در مورد این موضوع چه پیشنهادی دارید؟
سلام بر شما دوست عزیز میلاد ازادیها. بابت این نامه ی زیبایت به بنیانگذار ازادی ممنو یم از خداوند بزرگ خواستاریم که صدای این نامه را به ان پیامبر عظما برساند
ایده ات زیبا و حرف هایت تلخ بود اما واقعی .
اینک اما با خود می اندیشم از شرمندگی چه کنم اگر پاسخمان داد : فرزندان من . خاک تمام دنیا را با افتخار فتح کردم و برایتان سربلندی بجا گذاردم و شما با نیرنگ مشتی از خاک مقبره ام را حفظ کردید . همه ملت ها با افتخار خود را به زیر چتر امپراطوریم می افکندند و آسودند و حال شما به روزی افتاده اید که به دنبال چتر امن بیگانه ای می گردید . برای همه مظلومان راستی و درستی و عدل و سربلندی بی منت به ارمغان بردم و اکنون شما میان خود به دروغ و کژی و ظلم و شقاوت مشغولید . تمام وجودم مملو از عشق به وطنم بود که هر چه داشتم از این خاک و فرهنگ و اهورا بود ، پس تا زنده بودم وطنم را سربلند کردم ، تخم فرهنگم را در همه جا آگندم ، بهترین جانشینان و بهترین مردم و بهترین الگوها را به همراه همه افتخارات برایتان میراث نهادم و در پایان تن بیجانم را نیز خاک وطنم هدیه کردم که از هم او هدیه گرفته بودم . و شما اما چه کردید ؟ چه ارزان فروختید مرا و گذشتگان مرا و وطن و فرهنگتان را ؟ که امروز اینگونه میان خود به خودزنی مشغولید ؟ که زبان پارسیتان را هم نمی فهمم ؟ که حتی اسم هایتان را هم نمی فهمم ؟ اندیشه ای در شما نمی بینم و حتی خون پارسی در رگهایتان ؟ نه ! شما فرزندان من نیستید ! نه ، فرزندان من با ناله و حسرت به انتظار ناجی که من یا هر کس دیگر باشد نمی نشینند ! فرزندان من می اندیشند و می جنگند و یا با افتخار پیروزند و یا با افتخار زندگی می کنند . فرزندان من به من می مانند و مرا تنها برای فخر فروشی و خودپرستی نمی خواهند بلکه اندیشه من ، تمام وجود مرا به ارث می برند ، پس فرزند راستین من باشبد تا باشد که میراث دار من گردید .
سعی می کنم فرزندت باشم کورش بزرگ . تا باشد که پس از وعده ام با مرگ بدون شرم یارای نگریستن در چشمانت را داشته باشم که این بزرگ ترین پاداشم باشد . دوستت دارم آمین .
راستی کورش عزیز نمی دونی چقدر دلم برات تنگه ، انگار که همیشه با تو بودم ، انگار که لمست کردم و در آغوشت بودم . نمی دونم چرا ولی فارغ از هر دلسوزی به حال خود دلم یه جور قشنگی برات تنگه . در هر سطحی ازآگاهی هستی خوشبخت باشی .
و از شما دوست عزیز هم ممنونم که امشب دلم گرفته بود و باعث شدی احساس بهتری داشته باشم .
با درود
انسان های بزرگ بسیاری جهان به خود دیده است
که بسته به جا ومکانشان کارهایی انجام داده اندکه
دگرگونی بزرگی برای مردم خود پدید آورده اند
بزرگی آنان به بزرگی آن فرهنگی بود که پدید آوردند
از کنفوسیوس بگیر تا محمد اما هیچ یک از آنها
حتی یک قطره عرق برای ایران وایرانی نریختند
اما کوروش بزرگ در زمانی که نه روزنامه بود
ونه رادیو نه تلوزیون بود ونه ماهواره ونه اینترنت
جهانی ساخت که بسیاری ازمردم امروز در حسرت
آن هستند.او برای ایران وایرانی خون خود را داد
تا روزی که داد نورزیم واورا سرلوحه خود قرار ندهیم
هرگز سرور جهان نخواهیم شد.زیرا وعده خدا به دادگران
می رسد انسانی که پدر خود را گرامی ندارد حتی فرزندش اورا
گرامی نخواهد داشت چه رسد به بیگانگان.
درود بر تو وبر قلمت.دوست ایرانی من. با خواندن نامه ات اشک از دیدگانم جاری شد
درود بر شما ،این شعر تقدیم به پدر ایران زمین ،بنیانگزار کتیبه ی حقوق بشر:
هر جای دنیا که کم آورده ایم / نام کوروش بر زبان آورده ایم . . .